در دهه ۱۹۶۰ میلادی، خودروسازان آمریکایی با هدف ارائه عملکرد بالا به عموم مردم، مفهوم خودروهای عضلانی را خلق کردند. این تلاش منجر به آغاز جنگ اسب بخار شد که خودروهای آمریکایی را در صدر جدول عملکرد جهانی قرار داد. اما در همان دهه، یک شرکت خودروسازی چنان مرزهای قدرت را جابجا کرد که حتی با استانداردهای امروزی نیز عملکرد آن چشمگیر است. خودرویی که این شرکت ساخت، نه تنها قدرتمندترین خودروی قانونی جادهای در دهه ۶۰ شد، بلکه حالا یکی از کمیابترین و ارزشمندترین خودروهای آمریکایی تاریخ است.
فورد شلبی موستانگ GT500 سوپر اسنیک ۱۹۶۷: پادشاه قدرت دهه ۶۰
در اواخر دهه ۱۹۶۰، کارول شلبی با نصب موتورهای بزرگ V8 فورد در خودروهای اسپرت، شهرتی برای خود دست و پا کرد و آنها را به هیولاهای عملکردی تبدیل نمود. او با این تغییرات، خودروی AC Ace را به کبرا افسانهای تبدیل کرد و فورد موستانگ را به سطحی جدید ارتقا داد. اما جسورانهترین خلقت او در آن دوره، بدون شک فورد شلبی موستانگ GT500 سوپر اسنیک بود.
این خودرو به طور گسترده به عنوان قدرتمندترین خودروی زمان خود شناخته میشود. عملکرد آن چنان فوقالعاده بود که حتی میتوانست با خودروهای اسپرت مدرن رقابت کند و وقتی تواناییهای واقعیاش برای عموم آشکار شد، توجه زیادی را به خود جلب کرد.
مانند دیگر موستانگهای شلبی، GT500 سوپر اسنیک نیز ابتدا یک فورد موستانگ استاندارد از نسل اول بود که تحت تغییرات گسترده شلبی قرار گرفت. این تغییرات معمولاً شامل نصب موتورهای V8 بسیار قدرتمندتر از نمونههای استاندارد فورد بود. شلبی این رویه را با GT350 که مجهز به موتور ۴.۷ لیتری ویندزور V8 تغییر یافته بود، پایهگذاری کرد. GT500 این سنت را با موتور بسیار بزرگتر ۷.۰ لیتری اینترسپتور V8 ادامه داد که با بهبودهای خاص شلبی همراه بود.
موتور و عملکرد فورد شلبی GT500 سوپر اسنیک ۱۹۶۷
برای سوپر اسنیک، کارول شلبی چیزی بسیار افراطیتر در نظر داشت. هیچ موتور تولیدی استاندارد فورد، حتی با تغییرات خاص او، کافی نبود. به جای آن، شلبی به عشق واقعیاش یعنی مسابقات روی آورد. او به عنوان یک حرفهای باتجربه در زمینه خودروهای مسابقهای و پیشرانههای رقابتی، به دنبال موتوری بود که در اصل برای پیست طراحی شده باشد.
GT500 سوپر اسنیک مجهز به یک موتور مسابقهای واقعی از فورد بود: موتور ۴۲۷ FE که نیروی محرکه فورد GT40 افسانهای را تأمین میکرد. این موتور توانایی خود را در صحنه جهانی نشان داده بود و فورد GT40 را به پیروزی تاریخی ۱-۲-۳ در مسابقه ۲۴ ساعته لمان ۱۹۶۶ رساند و سال بعد نیز مقامهای اول و چهارم را کسب کرد.
در حالی که موتور ۴۲۷ FE در GT40 حدود ۴۸۵ اسب بخار و ۴۷۵ پوند فوت گشتاور تولید میکرد، خروجی سوپر اسنیک به طور قابل توجهی از این ارقام فراتر رفت. اگرچه اعداد دقیق همچنان مبهم هستند، اما یکی از نمونههای این خودرو که توسط حراجی مکوم لیست شده بود، ۶۰۰ اسب بخار قدرت داشت. با توجه به این موتور مسابقهای قدرتمند، تواناییهای عملکردی سوپر اسنیک برای خودرویی از دهه ۶۰ استثنایی بود.
پیشبینیهای اولیه سرعت نهایی سوپر اسنیک را بیش از ۱۵۰ مایل در ساعت تخمین زده بود، اما این خودرو به طرز شگفتآوری از انتظارات فراتر رفت. در یک رانندگی نمایشی، این خودرو به سرعت حیرتانگیز ۱۷۰ مایل در ساعت رسید—موفقیتی قابل توجه برای خودرویی غیرمسابقهای که با فناوری و روشهای مهندسی دهه ۶۰ ساخته شده بود. قدرت ۶۰۰ اسب بخار و سرعت ۱۷۰ مایل در ساعت، حتی با استانداردهای امروزی نیز چشمگیر است؛ در دهه ۶۰، این اعداد کاملاً انقلابی بودند.
شلبی بعدها سری محدودی از ده مدل ادامهدار GT500 سوپر اسنیک تولید کرد که هر کدام ۵۵۰ اسب بخار و ۵۰۰ پوند فوت گشتاور ارائه میدادند. از آنجا که این موتورها مستقیماً توسط شلبی تأمین شده بودند، این مشخصات احتمالاً به ارقام واقعی عملکرد خودروی اصلی بسیار نزدیک هستند.
سرنوشت GT500 سوپر اسنیک ۱۹۶۷ چه شد؟
سوپر اسنیک کاملاً پروژهای از کارول شلبی نبود. این خودرو در همکاری با شرکت تایر گودیر توسعه یافت. چرا گودیر در این پروژه حضور داشت؟ چون این شرکت میخواست شلبی به تبلیغ خط جدید تایرهای اقتصادیاش کمک کند. رانندگی نمایشی که در آن شلبی به سرعت ۱۷۰ مایل در ساعت رسید، در مرکز آزمایش گودیر انجام شد. تایرهای اقتصادی که گودیر قصد تبلیغشان را داشت، در این رانندگی روی خودرو نصب شده بودند.
اینکه این تایرهای اقتصادی استفاده شدند، سرعت ۱۷۰ مایل در ساعت سوپر اسنیک را حتی چشمگیرتر میکند. این تایرها نسبتاً باریک بودند و اصلاً برای خودرویی با عملکرد بالا طراحی نشده بودند. این موضوع باعث میشود فکر کنیم اگر سوپر اسنیک به تایرهای عملکردی مناسب مجهز بود، تا چه سرعتی میتوانست برسد؟ آیا میتوانست سد ۱۸۰ مایل در ساعت را بشکند؟ شاید روزی کسی این را امتحان کند!
سوپر اسنیک در ابتدا قرار بود حداقل به صورت محدود تولید شود. اما قیمت هر دستگاه ۸۰۰۰ دلار تخمین زده شد که حتی از کبرا ۴۲۷ نیز گرانتر بود. وقتی شلبی متوجه شد تولید سوپر اسنیک چقدر پرهزینه خواهد بود، برنامههای تولید آن لغو شد.
میراث سوپر اسنیک و وضعیت کنونی آن
سوپر اسنیک شاید به یک مدل تولیدی کامل تبدیل نشد، اما میراثی ماندگار بر جای گذاشت که هنوز هم احساس میشود. خودروی اصلی اغلب به عنوان معیاری برای نشان دادن میزان توانایی خودروهای عضلانی در دوره طلایی اواسط دهه ۶۰ تا اوایل دهه ۷۰ استفاده میشود.
نام سوپر اسنیک در دیگر مدلهای فورد و شلبی نیز استفاده شده است. اخیراً این نام برای نسخههای ویژه شلبی از فورد موستانگ و فورد F-150 به کار رفته است. این شلبیهای مدرن هنوز با شرکت اصلی شلبی ارتباط دارند و در صدر خط تولید عملکردی فورد قرار دارند. نام سوپر اسنیک به مترادفی برای سطوح دیوانهوار عملکرد تبدیل شده و این چیزی است که فورد و شلبی در نسخههای مدرن ارائه دادهاند.
یک کبرا سوپر اسنیک نیز تقریباً در همان دوره موستانگ GT500 سوپر اسنیک تولید شد. کبرا سوپر اسنیک از همان موتور مسابقهای موستانگ GT500 سوپر اسنیک استفاده میکرد و عملکردی به همان اندازه وحشتناک داشت! کبرا سوپر اسنیک نیز مانند نسخه موستانگ، بخش مهمی از میراث سوپر اسنیک شده است.
سوپر اسنیک اصلی که تنها یک دستگاه از آن ساخته شد، اکنون در مالکیت خصوصی است. این خودرو در ۱۵ سال گذشته چند بار دست به دست شده و هر بار که این اتفاق افتاده، رویداد بزرگی بوده است.
ارزش سوپر اسنیک امروز چقدر است؟
وقتی سوپر اسنیک در حراجی ظاهر میشود—که اتفاقی نادر است—به رویدادی بزرگ تبدیل میشود. این خودروی کاملاً منحصر به فرد، ترکیبی از تاریخچهای خارقالعاده و تواناییهای عملکردی واقعی را ارائه میدهد که آن را از قطعات نمایشی صرف متمایز میکند. در نتیجه، هر بار که دست به دست میشود، قیمتهای نجومی به خود میبیند.
اولین حضورش در حراجی در سال ۲۰۱۳ منجر به فروش ۱.۳ میلیون دلاری شد. شش سال بعد، دوباره به حراج گذاشته شد و ۲.۲ میلیون دلار قیمت خورد که تقریباً دو برابر قیمت قبلیاش بود. این فروشها سوپر اسنیک را نه یک بار، بلکه دو بار به گرانترین موستانگ فروخته شده تبدیل کرد. این خودرو در سال ۲۰۱۳ این عنوان را کسب کرد و سپس در سال ۲۰۱۹ رکورد خود را شکست.
اگر این خودروی افسانهای دوباره به حراج گذاشته شود، قیمت فروش احتمالیاش حدس و گمانی بیش نیست.
کامارو ZL1: قدرتمندترین خودروی فروخته شده به عموم در دهه ۶۰
در حالی که سوپر اسنیک فوق قدرتمند یک خودروی تکتولید بود و برای عموم قابل خرید نبود، گزینهای از یکی از رقبای اصلی فورد وجود داشت که عملکرد واقعی و قدرتمندی را به عموم ارائه میداد—البته تنها ۶۹ دستگاه از آن به خیابانها راه یافت.
شورلت کامارو ZL1 در سال ۱۹۶۹ ظاهر شد و پاسخی بود به تقاضایی که جنرال موتورز پیشبینی نکرده بود. در آن زمان، جنرال موتورز اجازه نصب موتورهای بزرگتر از ۶.۶ لیتر در خودروهای سایز متوسط مانند کامارو را نمیداد. اما مشتریان خواستار موتور بزرگتر در این خودروها بودند. این موضوع باعث شد که نمایندگیهای منفرد خودشان تبدیلهای موتور ۷.۰ لیتری V8 را روی کاماروهایی که سفارش داده بودند انجام دهند. برای پاسخ به این تقاضا، شورلت از سیستم COPO (سفارش تولید دفتر مرکزی) استفاده کرد که معمولاً برای خودروهای ناوگان یا سفارشهای ویژه به کار میرفت. این کار به آنها اجازه داد محدودیتهای شرکتی را دور بزنند و این کاماروهای خاص را به موتور تمام آلومینیومی ۴۲۷ V8 مجهز کنند.
این ZL1های اصلی از کارخانه ۴۳۰ اسب بخار تولید میکردند. اما به سبک واقعی دهه ۶۰، این رقم به شدت دستکم گرفته شده بود. وقتی مالکان ZL1های خود را روی دینامومتر آزمایش کردند، به راحتی بیش از ۵۰۰ اسب بخار تولید میکردند. این موضوع کامارو ZL1 را به قدرتمندترین خودرویی تبدیل کرد که میتوانستید از کارخانه خریداری کنید.
میراث کامارو ZL1
نام ZL1 میراثی تقریباً همسطح با سوپر اسنیک دارد. شورلت از این نام به عنوان سطح تریم برای کامارو تا زمان توقف تولید آن در سال گذشته استفاده کرد. هنسی حتی روی آن جادوی خود را اعمال کرد و یک ZL1 سوپرتیون شده ساخت که مسابقهدهندگان درگ دهه ۶۰ که با ZL1های اصلی دستکاری میکردند، آن را تأیید میکردند.





