مصوبه جدید مسئولان ارشد اجرایی و وزارت صنایع، معادن و تجارت درباره الزام به کاهش مصرف سوخت خودروهای داخلی به سقف ۵ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر، صنعت خودرو کشور را با الزامات جدیدی مواجه کرده است. مدیریت ناترازی بنزین نیازمند ابزارهای مهندسی و برنامهریزی جامع است، اما شتاب در اجرای این طرح بدون آمادهسازی بستر اقتصادی میتواند مخاطرات تازهای به همراه داشته باشد. در شرایط فعلی، دو خودروساز بزرگ شامل گروه خودروسازی سایپا و ایران خودرو حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد از کل تولید خودرو در ایران را به خود اختصاص دادهاند. این مجموعهها به همراه بخش خصوصی با چالشهایی نظیر افت شدید بهرهوری، محدودیتهای ارزی، پلتفرمهای قدیمی و مطالبات معوق قطعهسازان روبرو هستند. در این میان، توسعه خودروهای برقی به عنوان یکی از راهکارهای اصلی مطرح شده است، اما تحقق واقعی آن نیازمند بررسی دقیق توان مهندسی، زیرساختهای توزیع برق و کیفیت سوخت موجود در استانهای مختلف است. خریداران خودروهای مدرن نیز با ابهامهای متعدد درباره هزینه نگهداری، افت قیمت در بازار دست دوم و تامین قطعات یدکی مواجه شدهاند.
دستور کاهش مصرف سوخت به ۵ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر در شرایطی ابلاغ شده که میانگین مصرف سوخت سبد محصولات تولیدی فاصله زیادی با این هدف دارد. تغییر در الگوی مصرف بنزین نیازمند اصلاح کامل بنسازه، ارتقای سیستمهای انتقال قدرت و بهکارگیری فناوریهای جدید در قوای محرکه است. طراحی پلتفرمهای مدرن یا تغییر ساختار موتورهای موجود فرایندی زمانبر بوده و به سرمایهگذاری سنگین ارزی نیاز دارد. خودروسازان داخلی برای دستیابی به این استانداردها یا باید به سمت کوچکسازی موتورها همراه با سامانه توربوشارژر و پاشش مستقیم سوخت حرکت کنند، یا سیستمهای محرکه هیبریدی و تمام الکتریکی را به خطوط تولید اضافه سازند. هر یک از این مسیرها نیازمند تامین پایدار قطعات باکیفیت و ارتقای سطح دانش فنی در شبکه تامین است. بدون تخصیص منابع ارزی کافی و ایجاد زنجیره تامین بومی، تحمیل اهداف کوتاهمدت تنها موجب افزایش هزینه تمامشده محصولات و انتقال فشار مالی به خریدار نهایی میشود.
چالشهای ساختاری در توسعه خودروهای برقی و هیبریدی
بررسی عملکرد واحدهای تولیدی نشان میدهد افت ظرفیت ساخت یکی از اصلیترین موانع در اصلاح صنعت خودرو است. در حال حاضر برخی از شرکتهای بزرگ خودروسازی و کارخانههای مونتاژ بخش خصوصی تنها با ۳۳ تا ۵۰ درصد از ظرفیت اسمی خود فعال هستند. علاوه بر این، خودروسازان مونتاژی بخش خصوصی در سال جاری آمار تولید کمتری را نسبت به سالهای گذشته ثبت کردهاند. فعالیت با نصف یا یکسوم ظرفیت واقعی، هزینه سربار هر دستگاه خودرو را به شدت افزایش میدهد و منابع مالی لازم برای تحقیق و توسعه را از بین میبرد. کارخانهای که در تامین منابع مالی جاری و خرید قطعات منفصله بنزینی با مشکل مواجه است، امکان سرمایهگذاری سنگین در خطوط مونتاژ تجهیزات ولتاژ بالا و ساخت پکهای باتری را نخواهد داشت.
چالش ارز و تغییرات مداوم قوانین واردات نیز مانع دیگری در مسیر تجاریسازی فناوریهای پاک است. تخصیص ناپایدار ارز از سوی بانک مرکزی و وزارت صنایع، معادن و تجارت باعث کندی تامین قطعات منفصله خودروهای برقی و هیبریدی شده است. بسیاری از شرکتهای مونتاژکننده برای تامین مجموعههای فنی به زنجیره تامین کشور چین وابسته هستند. هرگونه نوسان در سیاستهای ارزی یا تغییر ناگهانی در جدول تعرفهها، ثبات برنامهریزی خودروسازان را برهم میزند. در چنین شرایطی، بررسی موضوعاتی مانند اثر جهش ارز و تعرفه واردات خودرو نشان میدهد که بیثباتی در مقررات، ریسک سرمایهگذاری در بومیسازی قطعات را افزایش داده و شرکتها را به سمت ورود محدود قطعات مونتاژی سوق میدهد. این رویکرد در میانمدت شبکه خدمات پس از فروش را با کمبود قطعات یدکی روبهرو میکند.
هزینههای پنهان مالکیت و ارزش باقیمانده خودروهای برقی و هیبریدی از دیگر دغدغههای کلیدی خریداران است. مجموعه باتری فشار قوی در این محصولات عمر مفید مشخصی دارد و پس از چند سال کارکرد یا پیمایش مسافتهای طولانی دچار افت ظرفیت میشود. تعویض کامل پک باتری هزینهای بسیار سنگین دارد که گاهی تا یکسوم قیمت کل خودرو برآورد میشود. در غیاب زیرساختهای رسمی برای بازیافت و تامین باتری با قیمت کنترلشده، خریداران در بازار دست دوم با افت قیمت شدید مواجه میشوند. این مسئله عدم اطمینان مالی زیادی را برای مالکان ایجاد کرده و استقبال عمومی از محصولات برقی را کند میسازد.
سازگاری پیشرانههای جدید با سوخت و زیرساختهای منطقهای
یکی از مسائل فنی و عملیاتی در استفاده از خودروهای وارداتی و مونتاژی جدید، عدم سازگاری مشخصات فنی پیشرانهها با کیفیت سوخت توزیعشده در استانهای مختلف است. اکثر خودروهای بنزینی و هیبریدی جدید به پیشرانههای کمحجم مجهز به توربوشارژر و سیستم پاشش مستقیم بنزین مجهز شدهاند. این موتورها برای دستیابی به بازدهی مطلوب و مصرف سوخت پایین به بنزین با عدد اکتان بالا و میزان گوگرد بسیار کم نیاز دارند. اگرچه در پمپبنزینهای کلانشهرهایی مانند تهران تلاش میشود سوخت با کیفیت مناسبتری عرضه شود، اما وضعیت بنزین در اکثر جایگاههای بینشهری و سایر استانها متفاوت است.
استفاده مداوم از سوخت بدون کیفیت استاندارد در پیشرانههای پیشرفته، به بروز پدیده پدیدار شدن ضربه و خودسوزی سوخت در محفظه احتراق منجر میشود. این اتفاق میتواند آسیبهای سنگینی به پیستونها، سوپاپها و کاتالیزور وارد کند. همچنین سوزنهای انژکتور در سیستمهای پاشش مستقیم در برابر رسوبات موجود در بنزین نامرغوب آسیبپذیر هستند و مسدود شدن آنها هزینههای تعمیراتی بالایی را به مالک تحمیل میکند. خریدارانی که در شهرستانها از این خودروها استفاده میکنند، با خرابیهای زودهنگام و استهلاک قطعات مواجه میشوند. از این رو، بدون ارتقای همزمان کیفیت سوخت توسط وزارت نفت، ورود خودروهای مجهز به فناوریهای پیشرفته نمیتواند اهداف کاهش مصرف را به صورت کامل محقق کند.

موضوع زیرساختهای شارژ و توان شبکه برق کشور نیز اهمیت بالایی دارد. توسعه ایستگاههای شارژ سریع در محورهای مواصلاتی و خیابانهای شهری نیازمند سرمایهگذاری سنگین در شبکه توزیع و تولید برق است. در فصلهای گرم سال که شبکه برق با ناترازی مواجه است، ورود تعداد زیادی خودروی برقی بدون احداث نیروگاههای جدید میتواند فشار بیشتری به شبکه سراسری وارد کند. عدم دسترسی به ایستگاههای شارژ فعال و استاندارد باعث میشود کاربری خودرو برقی به رفتوآمدهای کوتاه درونشهری محدود شود. بررسی جامع تجارب موجود در زمینه تحلیل زیرساخت تاکسیهای برقی نشان میدهد که بدون تدوین مدل مالی مشخص برای توسعه شارژرها و تامین برق پایدار، برقیسازی ناوگان شهری با کندی پیش خواهد رفت.
ضعف شبکه خدمات پس از فروش و کمبود تکنسینهای متخصص از دیگر چالشهای حیاتی است. خودروهای هیبریدی و برقی از سیستمهای الکترونیکی پیچیده، اینورترهای ولتاژ بالا و موتورهای الکتریکی استفاده میکنند که تعمیر آنها نیازمند ابزارهای عیبیابی پیشرفته است. در حال حاضر بسیاری از نمایندگیهای استانی ابزار تخصصی و آموزشهای لازم را برای عیبیابی این محصولات در اختیار ندارند. در صورت بروز مشکل فنی در قطعات برقی یا گیربکسهای چندحالته، نبود قطعه جایگزین منجر به خواب طولانیمدت خودرو در تعمیرگاهها میشود.
ارزیابی راهکارهای عملیاتی برای اصلاح الگوی مصرف سوخت
کارشناسان ارشد صنعت خودرو نظیر سعید مدنی معتقدند خروج از شرایط فعلی و تحقق اهداف کاهش مصرف سوخت نیازمند دوری از تصمیمگیریهای شتابزده و تدوین یک برنامه گامبهگام است. نخستین اقدام منطقی در این مسیر، واقعیسازی ظرفیت تولید کارخانهها و اصلاح ساختار مالی خودروسازان است. تا زمانی که شرکتهای خودروسازی با ظرفیت ۳۳ تا ۵۰ درصدی فعالیت میکنند و زنجیره تامین با بحران نقدینگی روبرو است، الزام تولید محصولات تمام برقی نتیجه ملموسی نخواهد داشت. دولت باید با تعیین سیاستهای ارزی شفاف و اصلاح شیوه قیمتگذاری، ثبات اولیه را به خطوط تولید بازگرداند.
گام بعدی در اصلاح الگوی مصرف سوخت، تمرکز بر بهینهسازی پیشرانههای درونسوز موجود و توسعه سیستمهای هیبریدی خفیف است. ارتقای کیفیت موتورهای بنزینی و کاهش وزن خودروها هزینههای سرمایهگذاری کمتری نسبت به خودروهای تمام برقی دارد و با کیفیت فعلی سوخت و زیرساختهای کشور سازگارتر است. همزمان، عرضه خودروهای تمام برقی و هیبریدی کامل باید به صورت برنامهریزیشده و همراه با توسعه تدریجی ایستگاههای شارژ انجام شود تا شبکه تامین و نمایندگیهای خدماتی فرصت کافی برای تطبیق با فناوریهای جدید را داشته باشند.
پایش مستمر عملکرد خودروسازان توسط نهادهای ناظر و وزارت صنایع، معادن و تجارت، شرط اصلی موفقیت در اجرای این برنامهها است. میزان تخصیص ارز به شرکتها باید متناسب با میزان پیشرفت آنها در داخلیسازی، ارتقای کیفیت و کاهش مصرف سوخت محصولات باشد. بررسی هفتگی و ماهانه تعهدات مهندسی شرکتها مانع از انحراف منابع ارزی شده و تخصیص سرمایه را هدفمند میسازد. شفافیت در گزارشدهی و ارزیابی واقعبینانه امکانات فنی، مانع از اتلاف منابع ملی در پروژههای فاقد توجیه اقتصادی خواهد شد.
صنعت خودرو ایران برای گذر از بحران مصرف سوخت نیازمند هماهنگی میان وزارت صنایع، معادن و تجارت، وزارت نفت، وزارت نیرو و بانک مرکزی است. ارتقای کیفیت سوخت، توسعه نیروگاههای برق و تامین منابع ارزی پایدار باید همزمان با تغییر فناوری خودروها پیش برود. عدم هماهنگی میان این دستگاهها، هزینههای نگهداری سنگینی را به مالکان خودرو تحمیل کرده و ریسک خرید محصولات جدید را افزایش میدهد. آینده بازار خودرو در گرو اتخاذ تصمیمهای مبتنی بر واقعیتهای مهندسی و توانمندیهای بومی زنجیره تامین است.

